پیک کاسپین – سالها فعالیت در حوزه فرهنگ و آموزش و تجربه تدریس دیفرانسیل، به من آموخته است که در کلاس درس، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد استعداد و انگیزه دانشآموز است؛ اما متأسفانه امروز شرایط اقتصادی خانوادهها میتواند بر فرصتهای آموزشی فرزندان تأثیر بگذارد.
مسئله از جایی جدی میشود که نابرابری اقتصادی به نابرابری آموزشی تبدیل شود.
در یک کلاس ممکن است دانشآموزی به انواع امکانات آموزشی دسترسی داشته باشد و دانشآموز دیگری صرفاً به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده از همان فرصتها محروم بماند. اگر این فاصله استمرار پیدا کند، مدرسه به جای آنکه ابزار کاهش شکاف طبقاتی باشد، ممکن است ناخواسته به بازتولید آن کمک کند.
از نگاه من، عدالت آموزشی یعنی برابر کردن فرصتها، نه یکسان کردن دانشآموزان. هر کودک ایرانی باید بتواند بدون توجه به وضعیت اقتصادی خانوادهاش استعداد خود را شکوفا کند.
این موضوع با رویکرد دولت دکتر پزشکیان در زمینه عدالت، توجه به مردم و استفاده از ظرفیتهای اجتماعی نیز پیوند مستقیم دارد. عدالت آموزشی نباید صرفاً در ساخت مدرسه خلاصه شود؛ باید کیفیت آموزش، وضعیت معلم، امکانات آموزشی و دسترسی دانشآموزان کمبرخوردار را نیز دربر بگیرد.
به همین دلیل پیشنهاد میکنم دولت، در کنار برنامههای کلان اقتصادی، یک برنامه ملی کاهش شکاف آموزشی را دنبال کند؛ با چند اقدام مشخص:
نخست: تقویت مدارس دولتی در مناطق کمبرخوردار.
دوم: ایجاد «سبد حمایت آموزشی» برای خانوادههای کمدرآمد، شامل لوازمالتحریر، کتاب، تجهیزات دیجیتال و آموزش تکمیلی.
سوم: فراهم کردن کلاسهای تقویتی و جبرانی برای دانشآموزانی که توان پرداخت هزینه آموزش خصوصی را ندارند.
چهارم: توجه جدی به معیشت، منزلت و توانمندی حرفهای معلمان.
پنجم: استفاده هدفمند از ظرفیت خیرین، تشکلهای اجتماعی و بخش خصوصی در کنار مسئولیت اصلی دولت.
و در نهایت، عدالت آموزشی باید به یک شاخص قابل سنجش عملکرد دولت تبدیل شود؛ بهگونهای که هر سال بتوانیم میزان کاهش شکاف آموزشی میان مناطق و گروههای مختلف اجتماعی را اندازهگیری کنیم.
به عنوان مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها، معتقدم حل این مسئله بدون مشارکت جامعه مدنی، خیرین، تشکلهای اجتماعی و بخش خصوصی امکانپذیر نیست. وفاق فقط در عرصه سیاسی شکل نمیگیرد؛ وفاق واقعی زمانی ایجاد میشود که مردم احساس کنند فرصتهای زندگی و آینده فرزندانشان عادلانهتر توزیع شده است.
اگر امروز برای عدالت آموزشی سرمایهگذاری کنیم، فردا سرمایه انسانی، اعتماد اجتماعی و انسجام ملی بیشتری خواهیم داشت.
فرزند یک خانواده کمبرخوردار ممکن است پزشک، مهندس، معلم، پژوهشگر یا کارآفرین آینده ایران باشد. نباید شرایط اقتصادی امروز خانواده، آینده او را از پیش تعیین کند.
فقر نباید کارنامه دانشآموز را بنویسد و درآمد خانواده نباید سقف آرزوهای یک کودک ایرانی باشد.
آینده ایران از کلاسهای درس امروز آغاز میشود.
* مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها
نورالدین آهی؛فقر نباید کارنامه دانشآموز را بنویسد/عدالت آموزشی، حلقه اتصال عدالت اجتماعی و وفاق ملی">








